ترس داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترس داشتن . [ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) بیم داشتن . هراسناک بودن . وحشت داشتن : ترس چاه و غم جان دارم و زین هر دو سبب بخراسان سوی اخوان شدنم نگذارند. خاقانی . ندارم ز کس ترس در هیچ کار مگر زآن کسی، کو بود ترسکار. نظامی .