ترزفان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترزفان . [ ت َزَ ] (ص مرکب ) ترجمان، یعنی شخصی که لغتی را از زبانی بزبان دیگر بیان کند. (برهان ). ترجمان . (فرهنگ جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). ترزبان . (ناظم الاطباء). کسی که لغتی را به لغتی دیگر تقریر نماید برای فهمانیدن کسی، و بعربی ترجمان (ج، تراجمه ) گویند و ترزبان نیز گویند و تحقیق آنست که ترجمان معرب ترزبان است و اصل عربی نیست . و بعد از آن از او اشتقاق کردند مترجم و ترجمه و سایر صیغ. (از فرهنگ رشیدی ). همان ترجمان مرقوم . (شرفنامه ٔ منیری ) : ز لشکر یکی ترزفان برگزید که گفتار ایشان بداند شنید. فردوسی . وصف تو آنست کز زبان تو گفتم من بمیان راست ترزفان بیانم . سوزنی . رجوع به ترجمان شود. ◄ ترزبان را نیز گویند و آن شخصی باشد که سخنهای تر و تازه نقل کند. (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). و رجوع به ترزبان شود. ◄ (اِ) تاوان و جریمانه . ◄ رشوه و پاره . (ناظم الاطباء).