تردید
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تردید. [ ت َ ] (ع مص ) بسی واگردانیدن . (تاج المصادربیهقی ) (زوزنی ). بسیار گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) بازگردانیدن و بازآوردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و رجوع به ردّ و مردّ و مردود و ردیدی شود. ◄ تردید قول ؛ تکرار آن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ نزد اصولیان و منطقیان، همان سبر و تقسیم است یعنی ایراد اوصاف مقیس علیه وابطال بعض آن اوصاف تا باقی اوصاف در علیت بودن متعین شود چنانکه گویند: علت حدوث خانه یا فراهم آمدن [اجزاء آنست با یکدیگر ] و یا امکان، اما امکان نمیتواند علت حدوث باشد بدلیل خلف زیرا صفات واجب الوجود، بذاتها ممکن است و در واجب الوجود حادث نیست، پس چون امکان، علت حدوث نیست متعین است که فراهم آمدن [ اجزاء ] علت حدوث خانه است . و نیز گویند، علت حرمت خمریا صفت مست کنندگی آنست یا آب انگور بودن آن یا هر دو و چون عنوان غیرماء و غیرمسکر بودن چنان نیست که علیت اِسکار را باطل سازد، پس مسکر بودن در علیت متعین میشود. ◄ (اصطلاح بدیع) عبارت است از این که لفظی را مکرر نمایند و معانی متعدده از آن قصد کنند چنانکه در این ابیات شیخ صفی الدین الحلی (ره ): له السلام من اﷲ السلام و فی دارالسلام تراه شافع الامم . جز غم بجهان هیچ نداریم ولیکن گر هیچ نداریم غم هیچ نداریم . زین دست که دیدار تو دل می برد از دست ترسم نبرم عاقبت از دست تو جان را. (از هنجار گفتار ص ٢٥٧). ◄ دودله نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ زبون و فاسد گردانیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ عدم موافقت و تعرض و مخالفت . (ناظم الاطباء). ◄ (اِمص ) شک و دودلی : و بی تردید بباید دانست که اگر کسی امام اعظم را خلافی اندیشد، خلل آن به اطراف و نواحی مملکت او بازگردد. (کلیله و دمنه ). ♦ امثال : تردید بین نفی و اثبات شق ثالث ندارد ؛ چون گویی یا این باشد یا غیر این، سیُمی در میان نتواند بود. (امثال و حکم دهخدا ج ١ ص ٥٤٤).