ترد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تُ) (ص.) (عا.)<BR>۱- تر و تازه.<BR>۲- هر چیزی که زود شکسته گردد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تُ) (ص.) (عا.) ۱- تر و تازه. ۲- هر چیزی که زود شکسته گردد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ترد. [ ت ُ ] (ص ) شکننده و نازک و رقیق و بی دوام . (ناظم الاطباء). زودشکن . شکننده . سست . مقابل چغر.
مترادف و متضاد واژهدان
شکننده ظریف، لطیف نازک (متضاد: ضخیم، زمخت)