تربن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تربن . [ ت َ ب ُ ] (اِ) زمین بسیار سخت . (برهان ) (ناظم الاطباء). زمین سخت . (فرهنگ جهانگیری ) (شرفنامه ٔ منیری ) (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) (انجمن آرا).
تربن . [ ت َ رَب ْ ب ُ ] (ع مص ) روان کردن کشتی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رُبّان شدن . (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به رُبّان شود.