تربج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تربج .[ ت َ رَب ْ ب ُ ] (ع مص ) مهربان شدن بر بچه ٔ خود: تَرَبَّجَت ْ علی ولدها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مهربان شدن ناقه بر بچه ٔ خود. (اقرب الموارد). ◄ تبلد. (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ کند شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ تحیر. (اقرب الموارد) (المنجد).