تراوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ وُ) (اِمص.) ترشح، چکه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ وُ) (اِمص.) ترشح، چکه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تراوش . [ ت َ وِ ] (اِمص ) تراویدن . (ناظم الاطباء). چکیدن . با لفظ کردن مستعمل . (آنندراج ). ◄ ترشح و تقطیر. (ناظم الاطباء). رجوع به تراوش کردن و تراوش نمودن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
تراب، ترشح، سرایت، نشت، نشر تراویدن حاصل، نتیجه