تراجم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ جُ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- به هم دشنام دادن. <BR>۲- به یکدیگر سنگ انداختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ جُ) [ ع. ] (مص م.) ۱- به هم دشنام دادن. ۲- به یکدیگر سنگ انداختن.
(تَ جِ) [ ع. ] (اِ.)جِ ترجمه. ۱- گزارشها. ۲- شرح حالها.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تراجم . [ ت َ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ تُرْجُمان و تَرْجَمان و تَرْجَمة. (از منتهی الارب ). ج ِترجمان که به ترکی قبلماچی باشد. (آنندراج ). ج ِ تُرْجُمان و تَرْجَمان و تَرْجَمة. (از ناظم الاطباء).
تراجم . [ ت َ ج ُ ] (ع مص ) با یکدیگر سنگ انداختن . (زوزنی ). سنگ اندازی کردن با هم . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (اقرب الموارد) (المنجد): تراجموا بالحجاره ؛ سنگ اندازی کردند با هم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
ترجمانها، ترجمهها بیوگرافیها، زندگی نامهها، شرح حالها بههم دشنام دادن، (به یکدیگر) سنگ انداختن سنگپراکنیها دشنامدهیها