تذکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تذکار.[ ت َ ] (ع مص ) یاد کردن چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ نگه داشتن چیزی در ذهن . (تاج العروس ) (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ ذکر نمودن، و بکسر خطاست، چرا که سوای تبیان و تلقای، هیچ مصدری بر وزن تفعال بکسر نیامده مگر اسم جنس و صفات، برین وزن اکثر می آید چنانکه تمثال و تمساح و تلعاب بمعنی بسیار بازی کننده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ).