تذریح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تذریح . [ ت َ ] (ع مص ) کاغله در طعام کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ذراح انداختن در طعام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ذراریح که نوعی سم است، در طعام ریختن . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ اندکی زعفران و جز آن در آب کردن . (تاج المصادر بیهقی ). زعفران در آب ترکردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ گل آلود کردن مطهره ٔ چرمین نو را تا بوی خوش گیرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ ریختن آب در شیر تا بسیار شود. (از اقرب الموارد) (از المنجد).