تدوین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تدوین . [ ت َدْ ] (ع مص ) در دیوان نبشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ◄ نام کسی را در دیوان سپاهیان نوشتن . (اقرب الموارد). ◄ ترتیب دادن دیوان را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فراهم آوردن دیوان را. (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ ترتیب و تألیف و فراهم آوردگی . (ناظم الاطباء). جمع نمودن وتألیف کردن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : اجسام ز اجرام و لطافت ز کثافت تدوین زمین را و تداویر زمان را. ناصرخسرو.