تدوین
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) فراهم آوردن.<BR>۲- تألیف کردن.<BR>۳- (اِمص.) گردآوری.<BR>۴- تألیف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) فراهم آوردن. ۲- تألیف کردن. ۳- (اِمص.) گردآوری. ۴- تألیف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تدوین . [ ت َدْ ] (ع مص ) در دیوان نبشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). ◄ نام کسی را در دیوان سپاهیان نوشتن . (اقرب الموارد). ◄ ترتیب دادن دیوان را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فراهم آوردن دیوان را. (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ ترتیب و تألیف و فراهم آوردگی . (ناظم الاطباء). جمع نمودن وتألیف کردن . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : اجسام ز اجرام و لطافت ز کثافت تدوین زمین را و تداویر زمان را. ناصرخسرو.
مترادف و متضاد واژهدان
تالیف، تهیه، گردآوری، مدونسازی تالیف کردن، جمع کردن، گردآوری کردن، مدون ساختن
واژگان فارسی سره واژهدان
نگارش، گردآوری، فراهم کردن، فراهم آوری