فرهنگ لغت

تداین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تداین . [ ت َ ی ُ ] (ع مص ) به وام با یکدیگر فروختن . (زوزنی ). به یکدیگر فروختن به وام . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). به نسیه و وام خرید و فروخت کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تبایع به قرض . ◄ وام گرفتن بعضی از بعض دیگر. (اقرب الموارد) (المنجد) : یا ایها الذین آمنوا اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه ... (قرآن ٢٨٢/٢).

معنی تداین | فرهنگ لغت