فرهنگ لغت

تخیط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخیط. [ ت َ خ َی ْ ی ُ ] (ع مص ) آمیختن سپیدی موی با سیاهی، یا مانند خیوط گشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آمیختن سپیدی موی با سیاهی . (آنندراج ). پدید شدن موی سپید در سر همچون خیط. (از اقرب الموارد) (از المنجد).

معنی تخیط | فرهنگ لغت