فرهنگ لغت

تخم کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخم کردن . [ ت ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بیضه دادن . (آنندراج از بهار عجم ). دادن تخم : این مرغ یک روز در میان تخم میکند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

معنی تخم کردن | فرهنگ لغت