تخطیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- راه راه بافتن.<BR>۲- خط دار کردن چیزی را؛ ج. تخطیطات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- راه راه بافتن. ۲- خط دار کردن چیزی را؛ ج. تخطیطات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخطیط.[ ت َ ] (ع مص ) مخطط بافتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ اندک خوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اندک خوردن مرد. (اقرب الموارد). ◄ خطدار کردن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ قرار دادن خطوط و حدود برای بلاد. (اقرب الموارد) (المنجد).