فرهنگ لغت

تخصیف

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخصیف . [ ت َ ] (ع مص ) برابر شدن سپیدی پیری به سیاهی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). برابر شدن سپیدی پیری و سیاهی . (آنندراج ). سپید شدن نیمی از موی کسی . (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ بدخویی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بدخو شدن . (اقرب الموارد) (المنجد). ◄ کوشیدن در تکلف به آنچه ندارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد).

معنی تخصیف | فرهنگ لغت