تحسر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ حَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- حسرت خوردن.<BR>۲- اندوه بردن.<BR>۳- (اِ.) رنج، اندوه.<BR>۴- افسوس، پشیمانی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ حَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- حسرت خوردن. ۲- اندوه بردن. ۳- (اِ.) رنج، اندوه. ۴- افسوس، پشیمانی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحسر. [ ت َ ح َس ْ س ُ ] (ع مص ) آرمان خوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). دریغ خوردن . (شرح قاموس ) (منتهی الارب ). افسوس خوردن . (آنندراج ). تلهف . (اقرب الموارد) (قطر المحیط). افسوس و حسرت خوردن . (فرهنگ نظام ) : و از سر تأسف و تحسر گفت . (سندبادنامه ص ١٥٣). طوطیان درشکّرستان کامرانی میکنند در تحسر دست بر سر میزند مسکین مگس . حافظ. ◄ آکنده گوشت شدن جاریه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بهم رسیدن گوشت در مواضع بدن کنیزک . (شرح قاموس ) (قطر المحیط). ◄ فربه گردانیدن ربیع شتر را به حدی که بسیار شود پیه در بدن او و بلند شدن کوهان وی، پس سواری کرده شدن چند روز و پس رفتن جنبش و فروهشتگی گوشت وی و سخت شدن گوشت وی که متفرق بوده در جاهای آن . (شرح قاموس ) (قطر المحیط). رفتن آکندگی گوشت شتر و پیه ناکی وی بسواری چندروزه که از خوردن علف بهار بهم رسیده بود و سخت گردیدن بجای خویش، گوشتهای فروهشته ٔ آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ لاغر شدن ستور. (زوزنی ). ◄ مانده شدن اشتر. (تاج المصادر بیهقی ). مانده گردیدن . (ناظم الاطباء). مانده شدن . (آنندراج ). ◄ برهنه روی شدن زن . ◄ ریختن پرهای کهن مرغ وبرآوردن پرهای نو. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ریختن پر مرغ . (اقرب الموارد). ◄ بیفتیدن پشم شتر. (تاج المصادر بیهقی ). ریختن پشم شتر از ماندگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط). ریختن پشم شتر و موی حمار. (اقرب الموارد). افتادن پشم شتر از ماندگی . (شرح قاموس ).
مترادف و متضاد واژهدان
افسوس، پشیمانی، تاسف، دریغ اندوه، حسرت افسوسخوردن، حسرت داشتن، دریغ خوردن
واژگان فارسی سره واژهدان
دریغ، پشیمانی، افسوس