تحریم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحریم کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حرام کردن . منع کردن . حرام گردانیدن . رجوع به تحریم شود.
مترادف و متضاد واژهدان
بایکوت کردن، قدغن کردن، منع کردن، ممنوع کردن حرام کردن، ناروا دانستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحریم کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) حرام کردن . منع کردن . حرام گردانیدن . رجوع به تحریم شود.
مترادف و متضاد واژهدان
بایکوت کردن، قدغن کردن، منع کردن، ممنوع کردن حرام کردن، ناروا دانستن