تحدیق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- تیز نگریستن، تند نگاه کردن، چشم هشتن.<BR>۲- گرد کسی بر آمدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- تیز نگریستن، تند نگاه کردن، چشم هشتن. ۲- گرد کسی بر آمدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحدیق . [ ت َ ] (ع مص ) تیز نگریستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). رجوع به تحدیج شود. ◄ گرد کسی درآمدن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).