تحبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- نیکو کردن، بیاراستن.<BR>۲- نیکو نوشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- نیکو کردن، بیاراستن. ۲- نیکو نوشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحبیر. [ ت َ ] (ع مص ) نیکو کردن . (تاج المصادر بیهقی ). نیکو کردن و آراستن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و منه حدیث ابی موسی : لو علمت انک تسمع لقرأتی لحبرتها لک تحبیراً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ نیکو نوشتن خط و آراستن سخن و شعر و غیر آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). نیکو و مزین کردن کلام و خط و شعر. (فرهنگ نظام ). ◄ قرار دادن حِبْر در دوات . (اقرب الموارد) (قطر المحیط).