تحبیب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) دوستی کردن، دوست گردانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) دوستی کردن، دوست گردانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحبیب . [ ت َ ] (ع مص )دوست گردانیدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). دوست و حبیب گردانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). دوست شدگی . دوستی آوردن میان دو نفر و زیادتر و دفع دشمنی و مخاصمت نمودن از میان آنها. (ناظم الاطباء). دوستی آوردن . بدوستی داشتن . دوستی افکندن .
مترادف و متضاد واژهدان
دوستداری، دوستی، مهرورزی دوست کردن