تحاشد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحاشد. [ ت َ ش ُ ] (ع مص ) گردآمدن قوم برای معاونت . ◄ فی الفور حاضر آمدن قوم بر آواز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ مجتمع شدن قوم بر کاری واحد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).