تجلیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) بزرگ داشتن، احترام گذاشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) بزرگ داشتن، احترام گذاشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجلیل . [ ت َ ] (ع مص ) فراگرفتن . (صحاح جوهری ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). همه را فرارسیدن و بپوشانیدن چیزی . (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). فراز گرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بپوشانیدن چیزی و فراز گرفتن . (آنندراج ): جلل المطر الارض ؛ اذا عمها و طبقها فلم یدع شیئاً الا غطی علیه . (اقرب الموارد). ◄ جل بر ستور افکندن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (صحاح جوهری ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (آنندراج ). پوشانیدن اسب را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بزرگ داشتن مرد. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). بزرگ گردانیدن . (فرهنگ نظام ) (المنجد). تعظیم و تکریم کردن . بزرگ خواندن . بزرگ داشتن . بزرگداشت .
مترادف و متضاد واژهدان
اجلال، احترام، بزرگداشت، تبجیل، تعظیم، تکریم بزرگداشتن (متضاد: تحقیر، خوارداشت)
واژگان فارسی سره واژهدان
برزش، گرامی داشتن، بزرگداشتن، ارج نهادن