تجعید
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) پیچ دار کردن، جعد دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) پیچ دار کردن، جعد دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجعید. [ ت َ ] (ع مص ) بُشک کردن موی . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (مجمل اللغه ) (دهار). ترجیل . (مجمل اللغه ). مرغول کردن موی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). جعد کردن موی . (آنندراج ): بفاحم زیَّنَه التجعید. (اقرب الموارد).