تجاوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ وُ) [ ع. ] (مص ل.) درگذاشتن، فراگذاشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ وُ) [ ع. ] (مص ل.) درگذاشتن، فراگذاشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجاوز. [ ت َ وُ ] (ع مص ) عفو کردن گناه کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). درگذشتن ازگناه . (ترجمان عادل بن علی ) (آنندراج ) : سزاوار عاطفت خداوند عالم سلطان بزرگ ... که آنچه به اول رفته از بندگان تجاوز فرمایند. (تاریخ بیهقی ). هر کار بقصد نقض عهد منسوب نباشد مجال تجاوز... فراختر باشد. (کلیله و دمنه ). رسولان بشفاعت تجاوز از زلات اخلاطیان چند نوبت بفرستادند. (جهانگشای جوینی ). ◄ چشم پوشیدن و اغماض کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ از حد درگذشتن در آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از حد درگذشتن . (آنندراج ). افراط. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). درگذشتن . (دهار) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). از حد درگذشتگی وریژک . (ناظم الاطباء). بگذشتن از چیزی . (ترجمان عادل بن علی ). تخطی . تعدی . بیرون شدن از حد و حق و عدل .
مترادف و متضاد واژهدان
اجحاف، تخطی، تخلف تعدی، تعرض، دستدرازی، دستاندازی حدشکنی، مرزشکنی هتکعصمت، عمل منافی عفت به عنف اغماض، چشمپوشی، عفو، گذشت اجحاف کردن، تخطی کردن، حدشکنی کردن سرپیچی کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
دست درازی، چنگ اندازی، تازش، بیرون از اندازه