تجاهل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ هُ) [ ع. ] (مص ل.) خود را به نادانی زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ هُ) [ ع. ] (مص ل.) خود را به نادانی زدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجاهل . [ ت َ هَُ ] (ع مص ) نادانی نمودن . (زوزنی ) (دهار). با وجود دانستن خود را نادان و نادانسته وانمودن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). خویشتن را نادان نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خود را نادان در امری نشان دادن . (فرهنگ نظام ). ◄ نادانی رابهانه کردن و ساده دلی را وانمودن . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
جاهلنمایی، جهلنمایی، ناداننمایی، نادانی خود را بهنادانی زدن
واژگان فارسی سره واژهدان
به نادانی زدن