تثبیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تثبیة. [ ت َ ب ِ ی َ ] (ع مص ) گردآوردن . (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ در زندگانی کسی [ را ] درود و ثنا گفتن . (تاج المصادر بیهقی ). مدح کردن کسی را و ثنا گفتن بر او در زندگی وی . (از قطر المحیط). ثنا گفتن بر مرد در زندگی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ اصلاح کردن چیزی . (از قطر المحیط) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ افزودن . ◄ تمام کردن . ◄ بزرگ داشتن . (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ شکایت از حال ونیاز خود کردن . (شرح قاموس ). شکایت حال و حاجت خود پیش کسی بردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بر خوی پدر رفتن . (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ دوام کردن بر چیزی . (تاج المصادر بیهقی ). پیوسته بودن در کاری . (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ یاری خواستن . (منتهی الارب ) (شرح قاموس ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ بدی کردن . (از قطر المحیط) (از شرح قاموس ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ نیکوئی کردن . (از قطر المحیط) (از شرح قاموس ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از لغات اضداد است . (قطر المحیط) (شرح قاموس ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).