تبول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبول . [ ] (اِ) بهم برآمدن دل بود از چیزی : اگر تبول گرفت از تو این دلم چه عجب تبول گیرد دل از حدیث ناپدرام . خفاف (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٣٢٤).
تبول . [ ت َ ب َوْ وُ ] (ع مص ) تبول بر کسی ؛بضرب و دشنام فراگرفتن او را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ شاش کردن . (ناظم الاطباء).
تبول . [ ت ُ ] (ع اِ) ج ِ تَبل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به تبل شود.