تبهم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبهم . [ ت َ ب َهَْ هَُ ] (ع مص ) تبهم امری ؛ بسته و گنگ شدن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). ◄ تبهم کلام بر کسی ؛ بسته شدن سخن بروی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبهم . [ ت َ ب َهَْ هَُ ] (ع مص ) تبهم امری ؛ بسته و گنگ شدن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). ◄ تبهم کلام بر کسی ؛ بسته شدن سخن بروی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از قطر المحیط).