تبقیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ یَ یا یِ) [ ع. تبقیة ] (مص م.) گذاشتن، بجا ماندن، ماندن، باقی گذاشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ یَ یا یِ) [ ع. تبقیه ] (مص م.) گذاشتن، بجا ماندن، ماندن، باقی گذاشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبقیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) باقی داشتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (غیاث اللغات ). تبقی . (قطر المحیط). زنده و باقی گذاشتن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و نگاه داشتن آنرا. ♦ امثال : بق نعلیک و ابذل قدمیک ؛ یضرب عندالحفظ للمال و بذل النفس فی صونه . (ناظم الاطباء). رجوع به تبقی شود.