تبعیض
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) تقسیم و جدا کردن بعضی را از بعضی.<BR>۲- (اِمص.) بعضی را بر بعضی برتری دادن. ؛~ نژادی برتر شمردن نژادی نسبت به نژاد دیگر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) تقسیم و جدا کردن بعضی را از بعضی. ۲- (اِمص.) بعضی را بر بعضی برتری دادن. ؛~ نژادی برتر شمردن نژادی نسبت به نژاد دیگر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبعیض . [ ت َ ] (ع مص ) پاره پاره کردن . (زوزنی ) جزٔجزء کردن چیزی را. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). بهره بهره گردانیدن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حصه حصه کردن . (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). تقسیم به اجزاء نمودن . (فرهنگ نظام ). تقسیم و جدا کردن بعضی را ازبعضی . (ناظم الاطباء). ◄ در تداول، گزیدن پاره ای و ترک و رد پاره های دیگر. ◄ ترجیح بعض کسان بر بعض دیگر بدون مجوز مشروع و قانونی .
واژگان فارسی سره واژهدان
فراگری، برتری دادن، برتری بیجا