تبصر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ بَ صُّ) [ ع. ] (مص ل.) بینا شدن، شناسا گردیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ بَ صُّ) [ ع. ] (مص ل.) بینا شدن، شناسا گردیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبصر. [ ت َ ب َص ْ ص ُ ] (ع مص ) نیک نگریستن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تأمل کردن . ◄ شناسا شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)(قطر المحیط) (اقرب الموارد). ◄ بینا شدن . (فرهنگ نظام ). ◄ به بصره رفتن . (اقرب الموارد). ◄ بینا گردانیدن . (آنندراج ).