تبشیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) بشارت دادن، مژده آوردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) بشارت دادن، مژده آوردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبشیر. [ ت َ ] (ع اِ) ج، تباشیر. (ناظم الاطباء). رجوع به تباشیر شود.
تبشیر. [ ت َ ] (ع مص ) خبری دادن که در آن شادمانی بود. (تعریفات جرجانی ). مژدگان دادن . (تاج المصادر بیهقی ). مژدگانی دادن . (زوزنی ). مژده دادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء).
تبشیر. [ ت َ ] (اِ) گِل گازران . ◄ گچ . (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
بشارت، خبر خوش، مژده بشارت دادن، خبرخوش آوردن، مژدهدادن