تباهانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ دَ) (مص م.)<BR>۱- پوسیده کردن.<BR>۲- ویران کردن.<BR>۳- فاسد ساختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ دَ) (مص م.) ۱- پوسیده کردن. ۲- ویران کردن. ۳- فاسد ساختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تباهانیدن . [ ت َ دَ ] (مص ) پوسیدن کنانیدن . (ناظم الاطباء). ◄ ویران کردن فرمودن . (ناظم الاطباء). فاسد کردن . خراب کردن . معیوب کردن . (اشتینگاس ).