تباه داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تباه داشتن . [ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) باطل داشتن . ضایع و فاسد کردن : همی دارد او دین یزدان تباه مبادا بران نامور بارگاه . فردوسی . و ما را دوزخی میخواندو کار ما را تباه میدارد. (قصص الانبیاء جویری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تباه داشتن . [ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) باطل داشتن . ضایع و فاسد کردن : همی دارد او دین یزدان تباه مبادا بران نامور بارگاه . فردوسی . و ما را دوزخی میخواندو کار ما را تباه میدارد. (قصص الانبیاء جویری ).