تب یازه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ زَ) (اِمر.) تب لرزه، تب و لرز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ زَ) (اِمر.) تب لرزه، تب و لرز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبیازه . [ ت َب ْ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) تب و لرزی را گویند که بسبب برآمدگی و بزرگ شدن سپرز بهم رسیده باشد. (برهان ). تب لرزه . (شرفنامه ٔ منیری ). یعنی تب لرزه، چه یازه بمعنی حرکت است . (فرهنگ رشیدی ). تب نوبه ای که از بزرگ شدن سپرز عارض شود. (ناظم الاطباء).تب صفراوی چه یازه ... بمعنی میل و حرکت است و آن ازلوازم این تب بود و با لفظ زدن و بستن و گرفتن و افتادن مستعمل . (آنندراج ). به این معنی بجای زای نقطه دار ذال نقطه دار هم بنظر آمده است . (برهان ). در فرهنگ تب باده، بدال آورده . غضایری گوید، بیت : چنان دشمن از بیم تیغ تو لرزد که گویی گرفته است تب باده او را . لیکن در این بیت تب یازه نیز توان خواند. (فرهنگ رشیدی ). رجوع به تب باده و تبیاذه و تبیاره شود.