تب نیاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تب نیاز. [ ت َ ب ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بهمین صورت در دو بیت از خاقانی آمده و تعریفی برای آن در فرهنگ ها دیده نشد : تا خون نگشادم از رگ جان تب های نیاز من نبستی . خاقانی . او شیر و نیستانش دواتست لاجرم برَّد تب نیاز به نیشکر سخاش . خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ٢٣٧).