تایلر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تایلر. [ ل ُ ] (اِخ ) بارون ایزیدور ژوستن سه ورن . نویسنده و هنرمند فرانسوی است که بسال ١٧٨٩ م . در بروکسل از یک خانواده ٔ انگلیسی متولد شد و در سال ١٨٧٩ در پاریس درگذشت . نخست آجودان ژنرال «اورسه » در اسپانی بود، آنگاه خود را منتظر خدمت ساخت و پس از مسافرتی در اسپانی و الجزیره عضو کمیسیون سلطنتی تآتر فرانسه گشت و از طرفداران سبک رمانتیک شد و در سال ١٨٣٨ بسمت بازرس هنرهای زیبا منصوب گردید و به تأسیس چندین جمعیت دوستداران هنرمندان و جمعیت ادبا دست زد و بعضویت وابسته ٔ آکادمی هنرهای زیبا و وکالت سنا (١٨٦٩ م .) نایل گشت .
تایلر. [ ل ُ ] (اِخ ) ژرمی . دانشمند علوم دینی انگلستان (١٦١٣-١٦٦٧ م .) که در سال ١٦٣٦ در دانشگاه اکسفورد بسمت صدر کنفرانس (مقرر) منصوب گشت . دو سال بعد کشیش «اوپینگهام » شد و سپس کشیش مخصوص شارل اول گردید، و پس از مرگ این شاهزاده تابازگشت حکومت استوارتها گوشه گیری کرد. در سال ١٦٦٠ شارل دوم وی را بسمت اسقفی «داون » و «کنور» منصوب ساخت، آنگاه بمعاونت ریاست دانشگاه «دوبلین » رسید.
تایلر. [ ل ُ ] (اِخ ) فردریک ونسلو. مهندس و اقتصاددان آمریکائی است که در سال ١٨٥٦ م . در «ژرمانتون » متولدو بسال ١٩١٥ در «فیلادلفی » درگذشت . وی در سال ١٩٠٠ بسبب کشف فولادهای «تندبر» و بسال ١٩٠٦ با بکار بردن «وانادیوم » در تراش بسیار سریع فلزات مشهور گشت . وی مبتکر روش خاصی در تشکیلات کارهای تولیدی بود که به «تالریسم » مشهور گشته است . رجوع به «تالریسم » شود.