تای تای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تای تای . (اِ مرکب ) نخ نخ، رشته رشته : او مست بود و دست به ریشم دراز کرد برکند تای تای و پراکند تارتار. سوزنی . رجوع به تای شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تای تای . (اِ مرکب ) نخ نخ، رشته رشته : او مست بود و دست به ریشم دراز کرد برکند تای تای و پراکند تارتار. سوزنی . رجوع به تای شود.