تاگ ور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاگ ور. [ وَ ] (ص مرکب ) این کلمه مرکب است از «تاگ » و مزید مؤخر «ور» بمعنی تاج دار، تاجور، مکلل . رجوع به تاجور و تکفور و حواشی جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ٣ صص ٤٨٤-٤٨٨ شود. این کلمه را ارمنیان بصورت تگور بمعنی شاه و تاجدار استعمال کنند.
تاگور. [ گوُ ] (اِخ ) سر رابیندرانات . شاعر و نویسنده ٔ هندی که در ششم ماه مه ١٨٦١ م . مطابق سال ١٢٧٨ هَ . ق . در کلکته از یک خانواده ٔ شاهی متولد شد. وی جوانترین فرزند «ماهاراشی دیون درانات » و نوه ٔ شاهزاده «دوارکانات تاگور» و خود پیشوای «براهماساماژ» و تجددطلب نهضت هند در قرن نوزدهم و بیستم بود. تاگور پس از طی تحصیلات مقدماتی در هندوستان بسال ١٨٧٧ م . برای تحصیل حقوق و قوانین به انگلستان رفت و در آنجا درباره ٔ شاعران انگلستان و زبان انگلیسی به تحصیل و مطالعه پرداخت . کتابهایی که خود بزبان بنگالی تصنیف کرده بود، به انگلیسی ترجمه کرد و در اوان جوانی بکار نویسندگی مشغول گردید و پس از مراجعت به هند در سال ١٩٠١ م . دربلپور، واقع در ٩٣میلی کلکته مدرسه ٔ «شانتی نیکیتان » (خانه ٔ صلح ) را تأسیس کرد که یکی از بنگاههای تربیتی شد و در آن از روشهای معمولی پیروی نمی کردند. تاگور بسال ١٩١٣ به دریافت جایزه ٔ نوبل در ادبیات نایل گشت و ٨٠٠٠ پوند از آن را برای نگهداری و تعمیر مدرسه ٔ خویش خرج کرد. در سال ١٩١٥ بدریافت عنوان «نایت هود» نایل آمد ولی در سال ١٩١٩ بصورت اعتراض علیه روشی که در جلوگیری از آشوبهای پنجاب بکار میرفت، استعفا داد و در سالهای بعد هم خواهان استفاده از این عنوان نگشت . تاگور یک وطن خواه و ملت دوست هندی بود و پیش از همه در اصلاح امور اجتماعی روش صلحجویانه را برگزیده بود و بسیاستی که بزندگی قاطبه ٔ مردم هند ارتباط داشت، علاقه مند بود. وی میخواست جنبش ملی پیش از آزادی سیاسی به یک رفرم اجتماعی توجه داشته باشد. تاگور با آثار فراوانش که از حس زیبایی دوستی جهان و عشق به کودکان و علاقه به بی آلایشی و خداشناسی اشباع شده بود، ترجمان افکار جدی مردم بنگال گشت . مخصوصاً بطلان امتیازات طبقاتی را در اجتماع هند اعلام کرد. وی موسیقی دان و نقاش و شاعر بود و بزبان بنگالی اشعار عارفانه و شورانگیزی سرود. بکشورهای اروپا و ایران و ژاپن و چین و روسیه و امریکا مسافرت کرد. در آوریل ١٩٤١ دانشکده ٔ اکسفورد درجه ٔ دکترای افتخاری را به وی اهداء کرد. در آن مراسم خطابه ای درباره ٔ «بحران در تمدن » ایراد کرد و در آن علل جنگ را با روش عقلی تجزیه و تحلیل کرد و پیشنهادهایی درباره ٔ صلح و توافق عمومی بجهانیان کرد. این خطابه که در نوع خود یکی از شاهکارهای نثری تاگور است، بنام «مذهب بشر» چاپ و منتشر گردید. وی در هفتم اوت ١٩٤١ پس از یک عمل جراحی در کلکته درگذشت . مجموعه ٔ اشعار اوبنام «گیتانجلی » بوسیله ٔآندره ژید نویسنده ٔ مشهور فرانسه ترجمه شد . از جمله ٔ آثار این دانشمند بزرگ که بزبانهای انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است عبارتند از: نام کتاب ترجمه ترجمه به انگلیسی به فرانسه در سال در سال باغبان ١٩١٤ ١٩٢١ چیدن میوه ١٩١٦ ١٩٢١ میهن و جهان ١٩١٩ ١٩٢١ فراری - ١٩٢٤ صد شعر از کبیر ١٩١٥ ١٩٢٤ ماه جوان ١٩١٣ ١٩٢٤ خاطرات من ١٩١٧ ١٩٢٥ آمال ونامه ٔ پادشاه - ١٩٢٥ مذهب بشر ١٩٣١ ١٩٢٥ موشی - ١٩٢٦ دوره ٔ بهار - ١٩٢٦ ماشین (درام )- ١٩٢٩ غرق کشتی (داستان )- ١٩٢٦ نامه هائی به یک _(l٥٠k)_ دوست ١٩٢٨ ١٩٣١ چیترا ١٩١٤ - پستخانه ١٩١٤ - پرندگان آواره ١٩١٦ - ملیت ١٩١٧ - تربیت طوطی ١٩١٨ - خرزهره ٔ قرمز١٩٢٤ - گره های بازشده ١٩٢٥ - دیگر از آثار این دانشمند بزرگ عبارت است از: ١ - چیترلیپی ٢ - وحدت تخلیقی ٣ - الوداع ای دوست من ٤ - مرکز تمدن هندی ٥ - گورا ٦ -مناظر بنگال ٧ - سنگهای گرسنه ٨ - شاه و کلبه ٔ تاریک ٩ - هدیه ٔ عاشق ١٠ - شخصیت ١١ - یادداشتها ١٢ - نمایشنامه ٔ قربانی و دیگر نمایشنامه ها ١٣ - طریقت (نطق های تاگور در ژاپن ) ١٤ - خدمت ١٥ - دو خواهر ١٦ - منظره ای از تاریخ هند ١٧ - سه نمایشنامه توضیح آنکه کتاب گیتانجلی تاگور موجب اهداء جایزه نوبل به وی گردید. رجوع به دایرةالمعارف بریتانیکا سال ١٩٥٧ ج ٢١ ص ٧٥٣ و لاروس قرن بیستم و وفیات معاصرین بقلم محمّد قزوینی، مجله ٔ یادگار سال سوم شماره ٔ چهارم و امثال و حکم دهخدا ج ٣ ص ١٥٤٨ و المنجد ذیل کلمه ٔ «طاغور» و مجموعه ٔ اشعار دهخدا به اهتمام محمّد معین ص ٨ (با تصویر تاگور و مؤلف لغت نامه ) و سالنامه ٔ پارس سال ١٣١٢ هَ . ش . ص ٧٠ (مقاله ٔ فروغی درباره ٔ تاگور) و شرح حال تاگور در مقدمه ٔ کتاب «چیترا» ترجمه ٔ فتح اﷲ مجتبائی چ کانون انتشارات نیل و کتاب «رابیندرانات تاگور» تألیف محیط طباطبائی چ کتابخانه ٔترقی شود.