تاکرنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاکرنی . [ ک ُ رُن ْ نی / ک َ رُ ] (ص نسبی ) منسوب است به تاکرن که از بلاد اندلس است . (سمعانی ورق ١٠٢).
تاکرنی . [ ک ُ رُن ْ نی ] (اِخ ) یاقوت آن را تاکَرنی ̍ نوشته و گوید سمعانی آن را بضم کاف و راء و تشدید نون ضبط کرده و آن صحیح است . ناحیتی بزرگ است به اندلس دارای کوههای استوار که از آن نهرها روان است . (معجم البلدان ). شهری از اندلس که در کنار بحرالروم واقع شده و دارای ٢٣٣٥٣ نفر جمعیت و اکنون مشهور به کاتالونی می باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به کاتالونی شود.
تاکرنی . [ ک ُ رُن ْ نی ] (اِخ ) محمدبن سعد تاکرنی مکنی به ابوعامرالکاتب الاندلسی . وی از شعرا و نویسندگان بلیغ بود. رجوع به ابوعامر و انساب سمعانی ورق ١٠٢ و معجم البلدان یاقوت ج ١ ص ٣٥٣ شود.