تاک نشان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاک نشان . [ ن ِ ] (نف مرکب ) که تاک نشاند. تاک نشاننده . رزبان . کشاورز تاک . کشت کننده ٔ رز : بودم آن روز من از طایفه ٔ دردکشان که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان . جامی (دیوان چ هاشم رضی ص ٥٩١). رجوع به تاک شود.