تاژ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاژ. (اِ) خیمه . (لغت فرس اسدی ) (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ اوبهی ) (فرهنگ سروری ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (فرهنگ ضیاء) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). چادر. (فرهنگ نظام ) (فرهنگ ضیاء) (ناظم الاطباء). خانه ٔ کرباسی . (برهان ) (انجمن آرا). سایبان .(انجمن آرا). ستاره . (انجمن آرا) (فرهنگ ضیاء). شامیانه . (آنندراج ) (انجمن آرا) (فرهنگ ضیاء) : خسرو غازی آهنگ بخارا دارد زده از غزنین تا جیحون تاژ و خرگاه . بهرامی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٩٠). ◄ لطیف و نازک . (برهان ). نازک و ظریف و لطیف . (ناظم الاطباء). ◄ تازیانه . (ناظم الاطباء).
تاژ. (اِخ ) تاجه، شطی است به اسپانیا و پرتقال که نواحی «ارنجویس « » طلیطله » و «طلیبره » را مشروب می سازد و به اقیانوس اطلس می ریزد. رجوع به «تاجه » (رود) شود.