تانک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ انگ. ] (اِ.)<BR>۱- منبع بزرگ معمولاً استوانهای جهت ذخیره مایعاتی مانند: آب، نفت و...<BR>۲- از وسایط نقلیة جنگی زنجیردار که بدنة آن زره پوش و مجهز به توپ و مسلسل است.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ انگ. ] (اِ.) ۱- منبع بزرگ معمولاً استوانهای جهت ذخیره مایعاتی مانند: آب، نفت و... ۲- از وسایط نقلیه جنگی زنجیردار که بدنه آن زره پوش و مجهز به توپ و مسلسل است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تانک . (اِ) وزنه ای که تقریباً معادل ١٢مثقال باشد. (ناظم الاطباء). دو اونس . (اشتینگاس ).
تانک . [ ن ِ ک َ /تان ْ ن ِ ک َ ] (ع ضمیر) اسم اشاره بصیغه ٔ تثنیه از برای مؤنث . (ناظم الاطباء). آن دو زن . ایشان دو زن .
تانک . (انگلیسی، اِ) خزانه ٔ آب ونفت و غیره که در کارخانه ها بکار رود. بدین معنی ازهندی گرفته شده و در انگلیسی رایج است . رجوع به «تانکر» و فرهنگ نظام شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
زره پوش