تامشاورت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تامشاورت . گوید: [ ] (اِ) ابوالعباس النباتی نامی است بربری که در بجایه، از اعمال افریقیه مستعمل است و به گیاهی اطلاق کنند که آن را «موو» (مئوم ) نامند. این گیاه را عده ای از داروشناسان «اشبیلیه »بنام «بسبسه » نامیده اند. گیاه مذکور در کوههای آنان بسیار است و دانه های آن درشت است، بعضی ها آن را با دانه های دیگر درآمیزند و آن را کمون الجبل نامند. (ازابن البیطار ج ١ ص ١٣٤) (از ترجمه ٔ لکلرک ج ١ صص ٣٠٢-٣٠٣). رجوع به دزی ج ١ ص ١٣٩ و تامساورت و تامشطه شود.