تامات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تامات . [ تام ْ ما ] (ع ص، اِ) ج تامَّة. (فرهنگ نظام ). کاملات، چه این جمع تامه است که مؤنث تام باشد و تام به تشدید میم اسم فاعل است از تمام که مصدر اوست . (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : ...بحق اسماء حسنای او و علامتهای بزرگ و کلمات تامات او... بیعت فرمانبری است و خدا چنانکه دانا است بر آنکه من آن را بگردن گرفته ام ... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣١٦).