تالیات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تالیات . (ع ص، اِ) ج ِ تالی، اسب چهارم رهان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به تالی شود.
واژگان قرآن
فَالتّالِیاتِ ذِکْراً «تالیات» از مادّه «تلاوت»، جمع «تالى» به معناى گروه هایى است که اقدام به تلاوت چیزى مى کنند. قابل توجّه این که به گفته بعضى از ارباب لغت جمع «تالى»، «تالیات» است و جمع «تالیة»، «توالى».(3)