تاشفین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاشفین . (اِخ ) ابن ابراهیم بن ورکوت بن ورتنتک . وی پدر ابویعقوب یوسف حکمران مراکش است وبهمین جهت خاندان وی را که به امارت رسیده اند، بنی تاشفین هم نامیده اند. مؤلف قاموس الاعلام ترکی در ترجمه ٔ بنی تاشفین آرد: نام یکی از فروع دولت مرابطین است که در اواسط قرن پنجم هجری در مغرب اقصی حکمرانی می کردند. اول پادشاهشان یوسف بن تاشفین بود... و پس از وی پسرش علی جانشین او شد.این یکی هم پسرش تاشفین را به اندلس فرستاد وی نیز ببعض فتوحات نائل گردید و در اواخر سلطنتش عبدالمؤمن زناتی ظهور نمود و در همین اوان کوکب اقبال دولت مرابطین افول کرد و سلاله ٔ بنی تاشفین منقرض گردید. رجوع به ابویعقوب یوسف بن تاشفین و ابوالحسن علی بن یوسف بن تاشفین و غزالی نامه ص ٢٥٣ و ص ٣٧٥ و حبیب السیر چ خیام ج ٢ ص ٥٧٣ و ٥٧٤ و تاشفین عبدالعزیز ابوعمر شود.
تاشفین . (اِخ ) عبدالعزیز ابوعمربن علی بن یوسف بن تاشفین (٥٣٧-٥٤١ هَ . ق .)، سومین و آخرین حکمران بنی تاشفین از فروع دولت مرابطین معروف به ملثمین است در سال ٥٣٧ هَ . ق . پس از وفات پدرش ابوالحسن علی بن یوسف در مراکش به حکومت رسید. در این هنگام عبدالمؤمن زناتی بانی دولت موحدین ظهورکرد، تاشفین سه سال با وی جنگ کرد. آخر در «وهران » کشته شد و چون فرزندی هم نداشت دولت بنی تاشفین و مرابطین از بین رفت و تمام مغرب و اندلس بدست موحدین افتاد. تاشفین مردی شجاع و باحزم بود و دوران حکمرانیش بیش از پنج سال طول نکشید. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و حلل السندسیه ج ٢ ص ٣١٨ و الاعلام زرکلی ج ١ ص ١٦١ وطبقات سلاطین اسلام ترجمه ٔ مرحوم اقبال ص ٥٠ و حبیب السیر چ خیام ج ٢ ص ٥٧٤، ٥٧٥، ٥٨٠ و ابوعمر تاشفین شود.