تازه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زِ)<BR>۱- (ص.) نو، جدید.<BR>۲- مجازاً خرم، شاداب.<BR>۳- بدیع.<BR>۴- (ق.) اخیر، اخیراً. ؛~به دوران رسیده کنایه از: کسی که تازه به مقامی رسیده و خود را گم کرده، ندید بدید، نوکیسه.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زِ)<BR>۱- (ص.) نو، جدید.<BR>۲- مجازاً خرم، شاداب.<BR>۳- بدیع.<BR>۴- (ق.) اخیر، اخیراً. ؛~به دوران رسیده کنایه از: کسی که تازه به مقامی رسیده و خود را گم کرده، ندید بدید، نوکیسه.<br>